بيمار با جدالي دايمي دست و پنجه نرم ميكند
سفيدي بارش برف سايه اي از روشنايي بر روح خسته اش مي تابد
صحبت از حبابي از هوا ميكند كه درون سرش به چپ و راست مي غلطد
داروي x از روز هفتم شروع به دادن علايمي مثبت كرد
مي گويند ً حرف ً باد هواست اما تنها سخن گفتن آرام اش ميكند
ميگويد، مينويسد.......