كسي چه ميداند درد چيست

سردرد و دل درد و كمر درد و نمدانم چي چي درد 

اينها درد نيستند

اينها قلقلك اند

من ديده ام درد واقعي را 

درد واقعي، درد از دست دادن است، درد خماري نداشتن چيزي است

پس بچسبيد به چيزهايي كه دوستشان داريد

من با چشمان خود ديده ام كسي را كه درد خماري ميكشيد

من ديده ام چگونه قادر بود در آن اولين لحظه هاي جدايي گوشت خود را بجود تا دردش شود پا درد و سر درد و كمر درد و نه آن درد وصف نشدني


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۱ساعت   توسط   |