قصدم اصلاً تبليغات برای کسی يا شرکت خاصی نيست

اما ديشب در حالی که جعبه گز عصاری بدست چای مينوشيدم ناگهان کلمه اي توجهم را به خودش جلب کرد

"خوانسار"

از توی تک تک حرف هاش پرت شدم به عمق شهر

با "خ" رفتم توی خونه

با "و" رفتم توی وادی شهر

با "آ" رفتم توی تک تک امامزاده های شهر

با "ن" رفتم توی نهر يا همون رود خانه شهر که عبورش از جلوی خونه ما رو که از پنجره نگاهش ميکرديم سرگرم ميکرد

با "س" رفتم توی اون روز هايی که سيل شهر رو زير و رو کرد

با "آ" يادم اومد ابن الرضا و حسينيه اش و محرم

با "ر" رفتم توی رز يا همون باغ قديمی

پ-ن : من چقدر رفتم!!!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر ۱۳۸۷ساعت   توسط   |