از معدود فیلم های ایرانی است که ارزش چند بار دیدن را دارد، مخصوصا سکانس شستن پدر در حمام!
اغلب مرا یاد سه گانه(قرمز،سفید،آبی)کیشلفسکی اعظم می اندازد با اینکه داستان، داستان دیگری است.
قرمز
سفید
آبی
کیشلوفسکی اعظم
دوباره نگاه کردم ، به زبان اصلی
پر از روشنفکری شدم
وقت میگذرانم
استراحت می کنم
اما استراحت بزرگ هنوز در راه است، از چند روز دیگر آغاز میییییییی شود
گیوه ها را ور کشیده ام
تابلوی کنار جاده می گوید
راه درازی در پیش است
به زودی حرکت می کنم
پ.ن چه گوارای سودبرگ را تماشا می کنم قبل از حرکت
جماعت قالتاق تر از جماعت الاغ فروش ندیدم
فروشنده خودش را جر میداد که این الاغ خودش
به تنهایی پارک میکند
خودش راه را پیدا میکند
کم مصرف است
محیط را زیاد آلوده نمیکند
روی برف و یخ لیز نمیخورد
پشت چراغ قرمز سوخت مصرف نمیکند
توربو دارد که شفت اش کنی شتاب بسیار میگیرد
نژادش آرین است، هنگام فروش از کون اش نمی افتد
اما دو ماه وقت لازم است که آماده شود
خر شدیم و قرار داد را امضا کردیم
پ.ن : توربو همان حبه فلفل است، آرین همان ژرمن است.
پ.ن۱ : تکنولوژی خودش را کشته که همه این را در ماشین integrato کند اما دریغ که جملگی در الاغ از قدیم قدیم integrato بودند.
پ.ن۳ : http://www.audi.it/it/brand/it/gamma/a3/a3_sportback.html
شهر من، من به تو می اندیشم
به تو و تمام روزهایم که با تو گذشتند
آدمک های تو در روزهایم پرسه می زنند
خاطرات تو بر شانه هایم سنگینی می کنند
سال هاست که نمیدانم "کی" دویاره شب هایت را سحر میکنم!
و این پایم را از رفتن گاهی باز میدارد
پ.ن شاید به دیدنت آمدم!
از اینجا، از این خانه که آخر دنیاست!
یا
از آنجا، از آن خانه که آن سر دنیاست!
مانده ام از کجا شروع شد ناگهان!
زندگی حتما رنگ و بوی دگر داشت
اگر مانده بودم
آن شب های تاریک مانده بودند
اگر مانده بودم
با تو بودم
اگر مانده بودم
به این شب غربت هرگز نمی رسیدم
نماندم و آمدم و :
نشنیدم و ندیدم دیگر
نه تو را ، نه من را و نه دیگر هیچ چیز که اگر
مانده بودم
مدتی است که نه وقت نوشتن هست و نه وقت خواندن، با وجود یک عالمه مطلب .
درس که به اتمام رسید، خوشحال بودم اما غافل از این هوس خواندن و یاد گرفتن که درونم پنهان بود.
با گذشت زمان کم کم این هوس آتشین تر شد و قت سرد تر و کم تر.
باشد که این چند خط نوشته شروعی باشد ..........